سلام دوستای گلم خوفید سلامتید مدرسه چطوره خوش میگذره
تو این پست براتون یه مطلب خیلی خوشگل گذاشتم
حتما نظر بذازید تا بدونم چه مطلبی رو بیشتر می پسندید.
منتظرم.............بای تا بعد
اشعار سایه از ابتهاج
در این سرای بی کسی کسی به ر نمی زند به شت پرملال ما
پرنده پر نمی زند
یکی ز شب گرفتگان، چراغ بر نمی کند کسی به کوچه سارشب،درسحرنمی زند
نشسته ام در این غبار
بی
سحر دریغ کز شبی چنین سپیده سحر نمی زند
گذر گهی است پرستم که اندر او به غیرغم یکی صلای اشنا به رهگذر نمی زند
دل خراب من، دگر خرابتر نمی شود که خنجر غمت از
این خرابتر نمی زند
گفتمش:
شیرین ترین آواز چیست؟
چشم غمگینش به رویم خیره ماند،
قطره قطره اشکش از مژگان چکید،
لرزه افتادش به گیسوی بلند،
زیر لب،غمناک خواند،
ناله زنجیر ها بر دست من!
گفتمش:
آن گه که از هم بگسلد......
خنده تلخی به لب آورد گفت:
آرزویی دلکش است،اما دریغ!
بخت شورم ره بر این امید بست
و آن طلایی ز ورق خورشید را
صخره های ساحل مغرب شکست!....
من بخود لرزیدم از دردی که تلخ
در دل من با دل او می گریست
گفتمش:
بنگر،در این دریای کور
چشم هر اختر چراغ زورقی است!
سر به سوی آسمان برداشت،گفت:
چشم هر اختر چراغ زورقی است!
لیکن این شب نیز دریایی است زرف
ای دریغا شب روان!کز نیمه راه
می کشد افسون شب در خوابشان...
گفتمش:
فانوس ماه
می دهد از چشم بیداری نشان....
گفت
اما در شبی این گونه گنگ
هیچ آوایی نمی آید به گوش....
گفتمش:
اما دل من
می تپد
گوش کن
اینک صدای پای دوست!
گفت:
ای افسوس،در این دام مرگ
باز صید تازه ای را می برند،
این صدای پای اوست!.......
گریه ای افتاد در من بی امان
در میان اشک ها، پرسیدمش:
خوشترین لبخند چیست؟
شعله ای در چشم تاریکش شکفت،
جوش خون در گونه اش آتش فشاند،
گفت:
لبخندی که عشق سربلند
وقت مردن بر لب مردان نشاند
من زجا برخاستم،
بوسیدمش
دوستای گلم امیدوارم از این مطلب لذت کافی برده باشید


