سکوت
سبزدلان
ای کاش آب بودم
سلام براتون یه شعر از ((اخوان ثالث)) گذاشتم نظرات خود را در مورد این پست حتما بیان کنید
ای کاش آب بودم
ای کاش آب بودم
گر می شد آن باشی که خود می خواهی
آدمی بودن
حسرتا!
مشکلی است در مرز ناممکن نمی بینی
ای کاس آب بودم به خودم می گویم
نهالی نازک به درخت گلشن رساندن را
یا نشانی سمت کاجی جاودانه بخشیدن
یا به سیراب کردن تشنه ای
رضایت خاطری احساس کردن
حتی اگرش به زانو نشانده اند
در میدان جوشان از آفتاب و عربده
یا به شمشیری گردنش بزنند
حیرت را بر نمی انگیزد
قابیل برادر خود شدن یا جلاد دیگر اندیشان
یا درختی بالیده یا نابالیده را
|+| نوشته شده توسط نیما در و ساعت 18:13 |






